اخبار برگزیده

765

یک روز جمعه لبای شیک رفتن پوشید...

غـــرور شعر را شکست..

و برای شاعر

تنها لکنت به ارث گذاشت

آنــــــقدر که از حرف زدن بیافتد...

 

یک روز جمعه است..

شاعر بی خیال جای خالی اش

هنوز بر سر مخاطب خویش ایستاده است..

هنوز دل شکسته شعر را صابون می زند..

هنوز...

سوم شخص رفته قصه را...

به نام کوچک صدا می زند!!!

 

دلخور نوشت:

یک روز جمعه منتش را از سرشعر کم کرد!!


765

765

765

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها